منوی سایت

یادداشت ها

نظریه خود آیینه سان و سه تجویز راهبردی برای همه از بی سوادها تا استادان دانشگاه

بگذارید با یک سوال آسان شروع کنم. ما دیگران را چگونه می شناسیم؟ از روی چهره، فیزیک بدنی، رفتار و گفتارشان. به همین خاطر است که می گویند اگر می خواهی فردی را بشناسی با او سفر برو و البته این روزها به طنز می گویند آدم ها را می شود سر تقسیم ته دیگ سیب زمینی شناخت. سفر و سفره هر دو در یک چیز مشترکند: شناخت دیگران از روی کنش ها و واکنش های شان. از روی تصمیمات و اقدامات شان. 

حالا یک سوال سخت: ما چگونه خود را می شناسیم؟ این سوال واقعا سخت است! واقعا ما از کجا می فهمیم که تند حرف می زنیم یا نرمال؟ دوست داشتنی هستیم یا منفور؟ متواضع هستیم یا مغرور؟ عجول هستیم یا آرام؟ اصلا خوب هستیم یا بد؟ نظریه ای در روان شناسی اجتماعی وجود دارد به نام خود آیینه سان که اگر بخواهم آنچه از آن می فهمم را به زبان ساده بگویم این می شود (چون این نظریه هم ابعاد مختلفی دارند و هم از واژه هایی استفاده می کند که کمی پیچیده است): ما آدم ها خودمان را در یک فرآیند طولانی به اندازه کل زمانی که زندگی می کنیم و از طریق فهمیدن دیدگاه دیگران در مورد خودمان می فهمیم. برداشت ما از تصویری که ما نزد دیگران داریم و برداشت ما از قضاوتی که دیگران درباره ما انجام می دهند منجر به این می شود که نسبت به خودمان دیدگاهی مثبت داشته باشیم یا دیدگاهی منفی و در نهایت تصویر ما از خود، سهم مهمی در اعتماد به نفس و موفقیت ما در زندگی فردی و اجتماعی و سازمانی دارد. 
خوب ممکن است بپرسید که این نظریه به چه درد ما می خورد؟ سوال خوبی است. اما قبلش یک توضیح بدهم و بعد بریم سراغ سوال شما. این نظریه مانند هر نظریه دیگری در معرض انتقاد علمی قرار گرفته است اما با این حال فکر میکنم که هنوز سهمی از حقیقت در دل این نظریه وجود دارد و می تواند برای ما کاربردی باشد. 
ما تا کنون می دانستیم که ذهنیت روی عینیت تاثیر دارد. مثلا اگر ذهنیت ما این باشد که یک آدم دزد است (ولو آنکه دزد نباشد) در تعاملات خود با او خیلی با احتیاط عمل می کنیم (تاثیر روی عینیت). اما نظریه خود آیینه سان یک نکته جدید به ما آموخت: تاثیر ذهنیت  روی ذهنیت! ذهنیت دیگران در مورد ما (برداشت دیگران) روی برداشت ما از خودمان تاثیر دارد و این نیز منجر می شود به اینکه اعتماد به نفس داشته باشیم یا نداشته باشیم. خود را شایسته موفقیت و ارتقا بدانیم یا ندانیم. 

خب حال که چنین مفهومی را آموختیم چه باید بکنیم؟ باید سیگنال هایی که به دیگران می فرستیم را مدیریت کنیم.

امیدوارم نکته را گرفته باشید. رفتار ما روی ذهنیت افراد تاثیر می گذارد و سپس این ذهنیت دوباره به سمت ما می آید و در ذهن ما بازتاب پیدا می کند. بنابراین باید به دیگران سیگنال درستی ارسال کرد تا سیگنال قدرتمندی دریافت کنیم. توجه و اطمینان به توانمندی هایی که داریم و ارایه تصویر درست از توانمندی هایمان، شکرگزاری نعمت هایی است که خداوند در هر کدام از ما به ودیعه گذاشته است

https://t.me/mahdizahediaval

اگر زکات دهی فطره ی مرا "مِی" ده
که قوت غالب من باده بوده در رمضان
"قاآنی"

 " عید قربان " جشن ایثار و فداکارى است ." عید غدیر " جشن ولایت و امامت است. " عید جمعه " بازگشت ‌به خویشتن است که نقش اساسى در برقرارى اتحاد، یکرنگى و همدلى مسلمانان دارد و اگر "عید فطر" عید فطرت و خودسازی نباشد، عیدهاى دیگر تکمیل نخواهد شد. اگر چنین عیدى در زندگى انسان تحقق یابد همه روز، روزعید است.
عید فطر وقتى براى ما عید واقعى است که در مسیر خودسازى، پیروز شده باشیم و تحول عمیقى در ما پدیدار شده باشد. قرآن با صراحت، خداشناسی و دین را مسئله‌اى فطرى می داند آیه ۳۰ سوره روم بیان کننده آن است که دین اسلام بر اساس ‌فطرت و سرشت انسان است و دستورهاى آن هماهنگ با ذات ‌وجود انسان است و اگر فطرت از دستبرد جهل ، خرافات ، تبلیغات غلط و تربیتهاى ‌ناسالم، محفوظ باشد، همان را مى‌خواهد که آئین اسلام آن را مى‌خواهد.دو روی فطرت انسانی فطرت عقل یعنى استدلال روشن عقلى که انسان بعد ازرسیدن به کمال عقل با مشاهده نظام جهان و دقت در اسرار هستى، به این حقیقت می رسد که ‌محال است این نظام معلول مبدئى فاقد عقل و شعور باشد و فطرت دل
که روی دوم این سکه است و مفهوم دیگرى ‌نیز دارد که تفسیر فطرى بودن دین با این ‌تعبیر، صحیح تر و مناسب ‌تر است. انسان وقتى به ‌اعماق جانش مى‌نگرد، نور حق را مى‌بیند و ندایى را با گوش دل مى‌شنود، ندایى که ‌او را به سوى مبدأ علم و قدرت بى‌نظیر هستى دعوت مى‌کند. "عید فطر" به معناى بازگشت ‌به فطرت است.
در واقع مسئله خودسازى در ماه رمضان، انسان را به مقامى مى‌رساند که ‌پرده‌ هاى جهل، هواپرستى و هرگونه موانع ضد فطرت، از سر راه فطرت‌ برداشته مى‌شود و انسان مسلمان در این هنگام به فطرت ناب خود که از ذات ‌وجودش مى‌جوشد، بازمی گردد.
هرگاه انسان در پرتو برکات ماه رمضان به این درجه‌ رسید، به حقیقت مفهوم عید فطر رسیده است و پایان ماه رمضان در واقع براى او عید است. شواهد متعددى وجود دارد که نشان ‌دهنده فطرى‌ بودن ایمان به حق است؛ مانند واقعیتهاى تاریخى که نشان مى‌دهد در میان هر ملتى ‌در هر دوره‌اى اعتقاد به خداشناسی و مذهب وجود داشته است، چنانکه شواهد باستان ‌شناسى و آثار به جا مانده از دوره‌هاى قبل از تاریخ بیان کننده این ‌واقعیت است.
عید فطر خدمت شما و خانواده محترم مبارک باد. 
https://t.me/mahdizahediaval

تکنیک 10-10-10-10 برای
 تصمیم گیری هوشمندانه 
برای اینکه تصمیم بهتری بگیریم بهتر است چارچوب زمانی خود را تغییر دهیم. در این صورت ما می توانیم نیازها، ترس ها، تمایلات و موضوعاتی که بدان آگاهی نداریم را در مقاطع گوناگون ببینیم. این تکنیک کمک می کند تا اهداف و ارزش های عمیق تر خود را شناسایی و اولویت بندی کنید.
برای استفاده از این تکنیک 4 سوال ساده از خود بپرسید:
سوال اول : پیامد این تصمیم بعد از 10 دقیقه چیست؟
سوال دوم : پیامد این تصمیم بعد از 10 روز چیست؟
سوال سوم : پیامد این تصمیم بعد از 10 ماه چیست؟
سوال چهارم: پیامد این تصمیم بعد از 10 سال چیست؟
آنچه که در مورد این تکنیک جالب است اینکه ساده و بر اساس پرسش است. ما باید به طور پیوسته نتیجه تصمیم هایمان را در برابر تاثیراتی که در آینده خواهند داشت بررسی کنیم. اگر شما اهداف بلند مدتی را در سر می پرورانید، باید از عملکرد مقطعی اجتناب کرده و به دنبال نتایج پایدار در آینده باشید. این بدان معنی است که ارزش ها، موانع، تمایلات و تاثیرات انتخاب ها را باید در طول زمان مشاهده کنید.

https://t.me/mahdizahediaval

🔸راهنما: اگر در حمله‌ای گرفتار شدید، چه باید بکنید؟
🔺ذهن‌تان را آماده کنید
کسی که انتظار شنیدن صدای گلوله را ندارد، فرض می‌کند صدای چیزی دیگر است، چیزی که با انتظارش هم‌خوانی دارد مثل صدای خالی کردن تیرآهن از تریلی یا ترقه.
🔺سریع واکنش نشان بدهید
کسى که سریع و قاطع تصمیم بگیرد، بیشتر ممکن است نجات پیدا کند. اما طبیعت انسان طورى است که صبر مى‌کند ببیند بقیه چه مى‌کنند. آنها که تنها هستند بیشتر واکنش نشان مى‌دهند تا آنها که با کسى دیگر آمده‌اند.
🔺خودتان را از تیررس دور کنید
اگر مهاجمان شما را نبینند، نمی‌توانند شما را بزنند. بنابراین اولین قدم این است که سر راه نباشید، کمتر دیده شوید. بدیهى‌ترین گزینه این است که خودتان را روى زمین بیاندازید، اما اگر بشود، بهتر است پشت چیزى که محکم باشد پناه بگیرید، مثلا یک دیوار بتنى.
🔺در افتادن
کسی که آموزش ندیده بهتر است با مهاجم در نیافتد. از یاد نباید برد که بسیاری از حمله‌ها تک‌نفره نیست و گروهی است. بعضی‌ها ممکن است جلیقه ضدگلوله به تن داشته باشند، یا مواد منفجره همراه‌شان باشد. اما در برخی موارد درافتادن با افراد مسلح نتیجه داده.
🔺بعد از فرار
همچنان هشیار باشید. تا جایی که می‌توانید از محل واقعه دور شوید. پشت سفت‌وسخت‌ترین چیزی که می‌توانید پنهان شوید و از پلیس یا مأموران امنیتی کمک بخواهید. در گروه‌های بزرگ حرکت نکنید و سوار وسایل حمل‌ونقل عمومی نشوید.
🔺به هم کمک کنید
اگر می‌خواهیم همه جلوی خروجی اضطراری گیر نکنند و کسی زیر دست‌وپا نماند، راهی جز این نیست. بیشتر آدم‌ها حتی در شرایط بسیار حاد هم قاعدتا به هم کمک می کنند.

https://t.me/mahdizahediaval

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم 
                                                   چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم 
فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم 
                                                   همچو منصور خریدار سر دار شدم 
غم دلدار فكنده است به جانم، شررى 
                                                   كه به جان آمدم و شهره بازار شدم 
درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز 
                                                   كه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم 
جامه زهد و ریا كَندم و بر تن كردم 
                                                   خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم 
واعظ شهر كه از پند خود آزارم داد 
                                                   از دم رند مى آلوده مددكار شدم 
بگذارید كه از بتكده یادى بكنم 
                                                   من كه با دست بت میكده بیدار شدم
به مناسبت 15 خرداد روز ارتحال ملکوتی روح الله خمینی 
https://t.me/mahdizahediaval

هر کس بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا می کندو هر کس نخواهد کاری را انجام دهد، بهانه اش را . . .
همیشه دنبال راه باشیم نه بهانه.
آینده هرگز اتفاق نمی افتد، 
بلکه ساخته می شود . . .

https://t.me/mahdizahediaval

7قدم برای شادبودن

قدم اول کمترفکر کنید.  بیشتراحساس کنید.

قدم دوم کمتراخم کنید. بیشترلبخند بزنید.

قدم سوم کمترصحبت کنید. بیشترگوش دهید.

قدم چهارم کمتر قضاوت کنید. بیشتر بپذیرید.

قدم پنجم کمتر ببینید. بیشترانجام دهید.

قدم ششم کمتر گلایه کنید. بیشتر سپاسگزارباشید.

قدم هفتم کمتر بترسید. 

بیشتر دوست داشته باشید.
        https://t.me/psychologyeducation

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از ياد من آن سرو خرامان نرود
آن چنان مهر توام در دل و جان جاي گرفت
که اگر سر برود از دل و از جان نرود
از دماغ من سرگشته خيال دهنت
به جفاي فلک و غصه دوران نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسکين من است
برود از دل من و از دل من آن نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پيوند
تا ابد سر نکشد و از سر پيمان نرود
گر رود از پي خوبان دل من معذور است
درد دارد چه کند کز پي درمان نرود
هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان
دل به خوبان ندهد و از پي ايشان نرود

https://t.me/mahdizahediaval

"قسم به کسی که جان علی در دست اوست همه امور نیک و بدی که بر بندگان جاری می‌شود، از شب نیمه شعبان تا پایان سال، در این شب تقسیم می‌شود. هیچ بنده‌ای نیست که این شب را احیاء دارد و در آن دعای خضر بخواند، مگر آن که دعای او اجابت شود..... بنشین ای کمیل هنگامی که این دعا را حفظ کردی خدا را در هر شب جمعه، یا در هر ماه یک شب، یا یک بار در سال یا حداقل یک بار در طول عمرت، با آن بخوان، که خدا تو را یاری و کفایت می‌کند و تو را روزی می‌دهد، و از آمرزش او برخوردار می‌شوی، ای کمیل به خاطر زمان طولانی که تو با ما همراه بوده‌ای بر ما لازم است که درخواست تو را به بهترین شکل پاسخ دهیم، آنگاه دعا را چنین انشاء فرمود...

https://t.me/mahdizahediaval

مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی‌ای فرستاد که در فاصله‌ای دور از خانه شان روییده بود:

پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم درپاییز به کنار درخت رفتند.

سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند .

پسر اول گفت: درخت زشتی بود، خمیده و در هم پیچیده.

پسر دوم گفت: نه.. درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن.

پسر سوم گفت: نه.. درختی بود سرشار از شکوفه‌های زیبا و عطرآگین.. و باشکوه‌ترین صحنه‌ای بود که تابه امروز دیده‌ام.

پسر چهارم گفت: نه!!! درخت بالغی بود پربار از میوه‌ها.. پر از زندگی و زایش!

مرد لبخندی زد و گفت: همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده‌اید! شما نمیتوانید درباره یک درخت یا یک انسان براساس یک فصل قضاوت کنید: شوق و عشقی که از زندگیشان برمی آید فقط در انتها نمایان میشود، وقتی همه فصل‌ها آمده و رفته باشند!
مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل، زیبایی و شادی تمام فصل‌های دیگر را نابود کند!
زندگی را فقط با فصل‌های دشوارش نبین ؛

در راه‌های سخت پایداری کن، لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسن

https://t.me/mahdizahediaval