تعامل بجای تقابل – بخش دوم

درباره ی نقش خرد جمعی و منافع ملی در فضای تشکلی کشور می بایست از تلاش برای جلوگیری از مقابله سخت اجتناب نمود زیرا در چنین شرایطی هزینه را تنها یک فرد و یا گروه پرداخت نخواهند نمود و هزینه بین طرفین تسهیم به نسبت خواهد گردید. تشکلها و جوامع مدنی می بایست تا منافع جمع را در یک سامانه ی خرد جمعی مشخص، ترسیم کنند تا بتوانند مشارکت های فزاینده ی مردم را در دفاع از اهداف تعریف شده مبتنی بر منافع تنظیم شده خود بیابند اما شاهد مثال این فعالیت چندین و چند ساله برخی تشکلها است که حتی بعد از گذشت سالیان متمادی نتوانسته اند منافع مشترکی بین اعضا ترسیم و حضور اعضاء را در تشکل خود حفظ نمایند. پس تاکید موکد بر این نکته می تواند خالی از لطف نباشد که آینده ی نظام تشکلی کشور در لایه های گوناگون آن در مسیر ایجاد یک مشارکت مدنی بیشتر در حال حرکت است و دموکراسی بیش از دوره های گذشته گریز ناپذیر خواهد بود.
حد وسط تعامل با تقابل، اعتدال است. آن چیزی که مقام معظم رهبری آن را با نام نرمش قهرمانانه بارها و بارها تکرار و برای گوش تک تک ایرانیان آشناست و ارسطو نیز حدود۵ قرن قبل از میلاد مسیح با عنوان (ائودایمونیا) از آن نام برده است یعنی به موقع فریاد زدن و قاطعیت به خرج دادن و به موقع نرمش نشان دادن و تساهل و تسامح را در دستور قرار دادن است. شاید تلاش برای آنکه با بررسی نظریه های تعامل و تقابل این نتیجه را برای همگان روشن سازم که نگاه تعاملی به افراد پیامدهای خود و نگاه تقابلی به محیط پیرامونی عواقب خود را دارد. بنظر می رسد گفتگو و تعامل در راستای نشان دادن حسن نیت و اجماع سازی ابزاری قوی در جهان کنونی است که راه را بر بهانه جویی ها خواهد بست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *