تعامل بجای تقابل – بخش اول

(تقابل و تعامل)، (واگرایی و همگرایی)، (منازعه و مصالحه) و (واقع گرایی و آرمان گرایی) و واژگانی از این دست در تاریخ بشری، اولویت بندی یکی بر دیگری یا پیشبرد همزمان هر کدام از این ها به نوعی تمرین و آزموده شده است در کتاب «اصول علم سیاست» سیاست چهره ای دو وجهی تعریف شده است؛ رویی به سمت تضاد و رویی به سوی همگونی. منازعه یا تقابل در شرایطی گریز ناپذیر است و نمی توان با نگاهی طرد شده به آن نگریست. مصالحه یا تعامل مبتنی بر همگرایی در هر عرصه ای آمیخته است.
جمله ی معروف (پایان دیپلماسی آغاز جنگ و پایان جنگ آغاز دیپلماسی است.) بنظر نسبی است و هیچگاه دیپلماسی پایان نخواهد یافت و هیچگاه جنگ بر دیپلماسی غلبه نخواهد کرد البته شاید در مقطع زمانی خاصی با جنگ بر دیپلماسی پیروز شد اما در نهایت مجبور به پذیرش اصول دیپلماسی خواهیم بود.
در دنیای کنونی نمی توان به نظریه ی (وابستگی متقابل) بی توجه بود، چرا که منافع هر فرد در تعامل و استفاده از خرد جمعی در این عرصه است. اگر در ادبیات بین الملل اتحاد را معنی کنیم به یک رابطه ی همنشینی خواهیم رسید و این همنشینی است که موجب ایجاد حرکت مثبت در تحرکات اجتماعات مدنی خواهد شد. وقتی صحبت از اتحادیه ی اروپا به میان آید مفهوم آن این نیست که ۲۷ کشور اروپایی همه گان مانند هم عمل نمایند، بلکه به این معنی است که آن ها در رسیدن به اهداف تعریف شده تلاش خواهند داشت در عین حفظ هویت خود، در یک هویت جمعی فراگیر خود را تعریف نموده و در عین همکاری، رقابت های معنادار درونی خود را نیز با یکدیگر مدیریت نمایند تا بتوانند پیشرفت بیشتری داشته باشند.
اتحاد و تعامل به معنای ادغام در تمام زمینه ها نیست. نگاهی که نسبت به تقابل وجود دارد یک نگاه مقاومت محور و شیرصفتانه است و بسیاری نگاه های تعاملی را سازشکارانه می دانند. این طرز تفکر ناشی از نوعی منطق بی خردی است که جامعه بشری سالهاست که با این مشکل دست و پنچه نرم می نماید و در مفاهیم جمعی و تشکلی و در ادبیات واقع انگارانه خریداری ندارد و متاسفانه در فرهنگ امروز جامعه مدنی و تشکلی کشور کسانی بر این تفکر تکلیه زده اند که تلاش می کنند برای پنهان نمودن ضعف عملکرد و بیان خود ادبیات جامعه را نیز به این سوی سوق دهند.
این که بگوییم کجا تقابل یا تعامل صورت گیرد، درستی نیست. باید دید در کجا قرار داریم به کجا می خواهیم برویم و بر اساس این هویت و ظرفیت ها در جایی که ایستاده ایم چه توانایی های مدیریتی برای رسیدن به اهداف داریم. اگر اینگونه بیاندیشیم در آن زمان و در آن بافت موقعیتی با بافت موضوعی معین می توانیم ببینیم که آیا تقابل ارجحیت دارد یا تعامل، تعامل و تقابل هر دو مکانیسم های رسیدن به اهداف هستند، در تقابل قدرت بازدارندگی و نوع توان پاسخگویی حرف نخست را می زنند در حالی که در تعامل، قدرت دیپلماتیک و اقتصادی حرف نخست را خواهد زد. در تقابل قدرت سخت نشان پیروزی خواهد بود در حالی که در تعامل، قدرت نرم است که توان پیدا می کند. باید از آن بهره ببریم و بی تردید عقل حکم می کند که اگر به رقابت با رقیب هم می خواهی بپردازی بازی را از حوزه ی قدرت سخت و تقابل باید به سمت تعامل سوق داد و ابتدا می بایست از تعامل آغاز نمود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *